آتناآتنا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

❀ღ آتنا دختر طلایی ما ❀ღ

کادوهای سومین تولدم

1393/11/13 17:56
نویسنده : مامانی
1,152 بازدید
اشتراک گذاری

بنام خدای مهربون

 

اینم از عکس کادوهای تولد آتنا خانوم ما

کادوی مامان بزرگ ها و بابا بزرگ ها که زحمت کشیده بودن (هر کدوم 100 تومان )

این عروسک خوشگل که یه عالمه لباس و وسایل دیگه داره هم با 50 تومان هدیه خالمه مریم و عمو مهدی

این پالتو و کیف خوشگل هم هدیه عمو میلاد گل، این کلاه و دستکش هم توش یه عتامه شکلات بود که آتنا خانوم تکلیفشو همون لحظه معلوم کرد.

این لباس ناز هم هدیه عمه زهرای نازنین

چند دست لباس و کلی اسباب بازی هم هدیه من و بابا مهدی بود ، که البته من از همش عکس نداشتم.

این گوشواره نازنازی هم هدیه اصلی من و بابا مهدی

مبارکت باشه عسل خانوم

پسندها (4)

نظرات (5)

نجمه
14 بهمن 93 7:41
وای خوش به حالت آتنا چقدر کادو گرفتی خاله مبارکت باشه گل دخترم ***مرسی خاله نجمه خوبم. سلامت باشی ایشالا.***
افسانه
15 بهمن 93 1:59
مبارکش باشه . چقدر قشنگن کادوهای دخمل ناز ! ایشالله به شادی استفاده کنه . دستتون هم درد نکنه ***ممنون خاله افسانه مهربونم. خیلی خوشحالمون کردین با نظرات زیباتون.***
خاله مرضیه
18 بهمن 93 11:38
سلام مائده جون. خوبی بی معرفت؟ دو تا کامنت گذاشتی تو یکیش کلی تحویلمو گرفتی تو یکیش هم منو کوبوندی به زمین! حالا من نمیدونم باید عکس العملم به کدوم کامنو در اینجا بروز بدم! اما چون خیلی بزرگوارم اول از همه ازت بابت احوالپرسی و بعد تبریکت تشکر میکنم. شرمنده که کمتر سر میزنم، تقریبا در مدتی که وبم تعطیل بود به وب هیچکس سر نزدم، هر چند دو سه باری به وب آتنا اومدم. باور کن وضعیت روحی آشفته ای داشتم و اصلا هم خودمو لوس نکردم. مصرف قرصهای اعصاب امونمو بریده بود. اما الان کمی بهترم هر چند الان هم دغدغه های دیگه ای دارم، مثلا این روزها همش به خراب شدن بینیم فکر میکنم... چون در مراقبتهای بعد عمل به شدت کوتاهی کردم. اما مجموعا خوبم نگران نباش. (نگران نباشیها!!) و حالا جوابت به کامنت دوم! من خودمو چس میکنم؟ من من؟ تو و نجمه باید یه گروه تشکیل بدید! جفتتون استاد تخریب اعتماد به نفس و ترور شخصیتی افراد معصوم و مظلومی چون من هستید! تازشم بچه مگه تو خیل طرفدارای من که برام کامنت میذاشتند و دیدی؟ اگه دیده بودی تازه میگفتی این دختره چقدر متواضعه! مثلا رفتیم جماعت عظیمی رو که از نعمت برخوردار شدن از آدرس وب جدیدم بی بهره موندند دلداری بدیم که انقد به سر و سینشون نزنند و اشک ماتم نریزند! بد کاری کردیم؟ شد قر و قمیش؟ درنظر گرفتن احساسات هواداران اسمش قر و قمیشه؟ gher and ghamish! عایا باید نسبت به ابراز احساسات پاکشون نسبت به شخص خودم بی تفاوت میبیودم؟ عایا باید مثل تازه به دوران رسیده ها، به آنها مغرورانه بی اعتنایی میکردم؟ عایا....؟ نه من اینگونه نیستم، من در برابر هوادارانم مسئولم! میفهمی مسئول! مسئول! ئول ئول.... خلاصه که دوست تو نجمه حی و حاضر در حال سرکوب اعتماد به نفس نداشته من هست و کارشو به خوبی انجام میده، هر چند که در روزگاری نه چندان دور انتقام این کج رفتاریهای شما دو نفر را خواهم داد! آن روز دیر نخواهد بود! ضمناً بی معرفتها و چس کلاسها که چس کلاسی و قر و قمیششون بعد ترک محل خدمت گوش عالم و آدم رو کر کرده، بر دختران مظلوم چشم و گوش بسته خرده نگیرند!!!! (مرضیه چماق به دست!) *** سلام به روی ماهت، ممنون که بهمون سر زدی عزیزم. در مورد کامنتی که برات گذاشته بودم اصلا پشیمون نیستم و اگه حضوری ببینمت شاید له بشی. حالا بگو ببینم کدوم قر و قمیش من گوش عالم و آدم رو پر کرده که خودم خبر ندارم؟؟؟؟؟؟ تو مظلوم چشم و گوش بسته ایییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حیف که اینجا جاش نیست وگرنه بحث مفصلی باهات داشتم. دور از شوخی خیلی دوست دارم.***
خاله مرضیه
18 بهمن 93 11:40
عزیزم تولد سه سالگی دختر ماهتو تبریک میگم. ایشالا مادر و دختر کنار هم همیشه شاد و دلخوش باشید. آتنا جونم، کادوهای قشنگت مبارکت باشه، برات یه زندگی زیبا در کنار پدر و مادر مهربونت آرزو میکنم. ***ممنون مرضیه جونم لطف داری بانوی زیبا.***
♥ نیکتا ♥
20 بهمن 93 21:23
عالی بود به منم سر بزنید ***ممنون، چششششم حتما***